بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد وآل محمد

وعجل فرجّهم

....................

سلام  به اقا امام زمان وسلام خدمت شماعزیزان

توجه:(  به امید وعنایت خداوند متعال هرروز این وبلاگ به روز رسانی خواهدشد ولی این  پست ثابت هست. وبرای دیدن مطالب جدید  به بعد از این پست   مراجعه فرمایید)

....................

نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛

اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله

خودمانیم ها (ارمیتامرادی شکر خدا خیلی قشنگه ،به نظرم از قلبش هم مثل صورتش پاکی وصداقت می باره)

درمورد این عکس از ارمیتا مرادی عزیز  می گم: انگار که یک ماه  رفته لای چادر (البته خودمانیم ها ارمیتامرادی قشنگتر از ماه هست)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:22  توسط بهمن جولایی  | 

محدودیت ذهنی برای یک بازیگر: می گویند که من قشنگی ندارم پس نمی توانم موفق بشوم(خودمان راهبندان ایجاد می کنیم برای تعالی وپیشرفتمان) هرموقعه که داریم به خود می گوییم نمی شه یا نمی توانیم یاد مثال فیل بیافتیم مثال فیل:علت اینکه درسیرک ده نفر می خوابند وفیل ها راه می روند چرا فیل ها این آدمها رو لگد نمی کنند؟ چون این فیل ها زمانی که بچه بودند به پایشان یک زنجیر به طوری که عرض بلند شدن پا یک مشخص شده هست مثلاً نیم متر که این فیل ها فکر می کنند که فقط با فاصله نیم متری می توانند حرکت کنند یا مثال نهنگ وماهی های داخل اکواریم که بین نهنگ ها وماهی ها یک شیشه محکمی حایل بود که هر موقعه نهنگ حمله می کرد سرش به شیشه می خورد تا اینکه برای ذهن نهنگ محدودیت ذهنی ایجادشد تا قبل ازرسیدن به شیشه رویش را برمی گرداندوبه سمت ماهی نمی رفت حتی زمانی که شیشه رابرداشتند همینطوری بود چون درذهنش محدودیت ذهنی،شکل گرفته بود. برای تبدیل ناتوانی ها به توانایی ( یا توانستن) مهارت ،تلاش،زمان بردن،صبر واستقامت لازم هست. ذهن این فیلها محدود شده (محدودیت ذهنی پیدا کردند) یا مرغ هایی که داخل مرغداری هست چون هیچ وقت راه نرفته اند اگر بیرون قفس باشند نمی توانند راه بروند.

 باتشکر ازاستاد عزیزم امیرشهلاء.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:18  توسط بهمن جولایی  | 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

 اخلاق حرفه ای

استاد محترم آقای امیرشهلا

  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه اول 19مهر

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
 سلام توضیحات شفاهی استاد عزیز دوازده هزار مامورشهردار درمشهد  هست.من آشغال می ریزم چون عوارض  می دهم(در حالیکه اگر این پول خرج پل  وعمران وراه سازی شود خیلی برای پیشرفت کردن ما مفید هست.) زمانی کهTemworkتشکیل بشود 2+2بیشتر از4 می شود. Synergyبه معنای هم افزایی هست. پرواز غازها به صورتVشکل هست که هوا را بشکنند. غازها استاد کارتیمی هستند. درکارتیمی مشخص بودن هدف ، نقش مهمی دارد. مذهب تاثیرمثبتی درکارگروهی دارد(دست خدا برروی جماعت هست) بوفالو نماد بله قربان گو ، دست به سینه وفرمان بری هست.

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه دوم 26مهر

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به نام  خدا
 سلام ویژگی غازها:کار تیمی ,اهل مشورت هستند-برای عصر دانش پروری هست. ویژگی بوفالو ها:کارفردی ,اهل تک روی-بوفالوها برای عصر قلدری هستند.   توضیح کتبی استاد عزیز: تیم:عبارت است از یک گروه دویا چند نفره که به طور مستقیم با هم در ارتباط بوده وبه منظور رسیدن به هدفی مشخص با هم تعامل  می کنند(هماهنگ هستند)و شاخص های یک تیم عبارتند از 1. حداقل دونفر باید حضور داشته باشند 2.اعضای تیم باید درارتباط باشند 3.هدف مشترک داشته باشند توضیحات شفاهی استاد عزیز:   برای رسیدن به اهداف از پیش تعین شده اعضای تیم باید نقش پذیر باشند (مثال: دروازه بان  هدف و وظیفه اش حفاظت از دروازه هست نه اینکه برود هافبک ویا خط حمله گل بزند) Management:مدیریت تفاوت لیدر ومنیجر مدیر انتخاب می شود اما لیدر دارای محبوبیت ومشهوریت  کاریزماست(محبوبیتش ذاتی هست) مسئولیت به هدف رساندن یک تیم با  مدیراست  مدیر  اصلی ترین جزء یک سازمان است .......... سه نوع برنامه داریم:( سئوال مادرکشور چند نوع برنامه داریم؟) 1. میان مدت 2.کوتاه مدت 3.بلندمدت واحد شمارش عقبهای ذهنی  سال نوری است نه  سال شمسی   هر لحظه بخوابیم سال نوری سال نوری عقب می افتیم   سئوال برنامه کوتاه مدت یک کشور را چه می گویند؟ بودجه بودجه:برنامه دخل وخرج کشور  که شامل ردیف درآمدی و ردیف هزینه ای می شود     :دونوع بودجه داریم 1. بودجه جاری  مثل برق آب وگاز وپولی که به پلیس می دهیم تا مهتادان را جمع اوری کنند یا پولی که به گشت ارشاد می دهیم تا با بدحجاب ها برخورد کنند 2. بودجه عمرانی: که خرج زیر ساخت کشور می شود مثل:ساختن مخابرات  مثل ساختن پتروشیمی اگر بودجه عمرانی کم بیاوریم کشور دچار مشکلاتی می شود  مثل:پیمان کاران از کار می افتند وکارگران از دست می روند کارها می خوابه درتهران  آقای ریس جمهور مسئول بودجه هست ودر استان ها استاندار مسئول بودجه هست برنامه بلند مدت مثلاًبرنامه ریزی کنیم ده سال آینده کاندیدنماینده مجلس از حوزه انتخابی مشهد بشویم پنج سال دیگر بازیگر شوم  ده سال دیگر جزو بهترین هاباشیم بعد ازاین خارج از کشور می روم الان باید کلیدواژه حفظ کنیم چون دوره حفظی گذشته سازمانهای متعالی  سازمان های یادگیرنده اند الان سازمان های یادگیرنده دفع شده اند والان تندیادمی گیرندو سریع فراموش می کنند وسریع یاد می گیرند. عصرفراموش کردن هست نه یادگیری IPADمثلاً کسی هنوز به خانه اش برنگشته می بینی نسل جدیدش به بازار آمده یاد داشتهای کوتاه خودم: سازمان دادن:Organizing   به گزینی:Stoffing .دوره متوسط ها نیست. مدیر وظیفه دارد بهترین ها راببیند وانتخاب کند وبه کار گیرد  ماباید درحوزه کاریمان اوّل بشویم وگرنه زیرپا له می شویم درهرکاری می خواهیم حضور داشته باشیم بایدنفر اوّل باشیم دریکی از روزنامه های  انگلستان تبلیغی برای  ریس شدن دانشگاه لندن زدند 2300نفر ثبت نام کردند 2300نفرتبدیل به1500نفر وبعد تبدیل به800نفر وبعد تبدیل به100نفر وبعد تبدیل به 50نفر وبعد تبدیل به10 نفر وبعد تبدیل به 2نفر وبعد تبدیل به1نفرشد. هدایت گری:Directing  اجزاء مختلف چیدیم ونتوانیم اجزاء را کنارهم  بگذاریم پس آن هدف چی می شود     یاد داشتهای کوتاه خودم: پا-عضلات منقبض-تا خون باحرکات بیشتری دریاید Directingاگردایرکتینگ انجام نشود: مغز کار خود می کند، دست یک کار می کند- بهترین مثال برای ورزش قایق سواری تیمی هست باید یک لحظه پاروها ازآب بیرون بیاید ودریک لحظه به داخل آب برود هماهنگی:Coordingting مثال چاه کردن هست اولّی می کنه دومی: لوله می زاره سومی: باخاک پُر می کنه واگر دومی نباشه اولی می کنه سومی پُر می کنه وکاربیهوده انجام می دهند.   گزارش:Reporting بازخوردادن یکی از  مهمترین کارهای  مدیرهست گزارش گرفتن از  کارمان آیا می توانیم اجاره بدهیم یانه.   بودجه ریزی:Budgeting

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه سوم 3آبان

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به نام  خدا
 سلام   توضیحات شفاهی استاد عزیز: همه اجزاء سازمان درمورد همه اجزاء سازمان       اگر درسیتم قرارگرفتید از ارزیابی عملکر د اعضاباخبرباشید 2. این عملکرد نباید عملکرد90 درجه باشد باید ارزیابی 360درجه باشد درعملکرد90 درجه مدیربارئیس قراردادمی بندد ولی درارزیابی360درجه همه اجزاء یک سیستم به همه اعضاء یک سیستم نمره می دهند وارزیابی می کنند مدیریت: هنر انجام کار درست توسط دیگران مثل  کاری که خوک در شرکت سهامی حیوانات   انجام می دهد دارد مزرعه را مدیریت می کند مسئول همه بحران ها مدیر آن سازمان است.   تغییر: مهمترین ثابت روزگارما تغییر هست همه چیز درحال تغییر هست جزء الا خودِتغییر. هرکسی نتواند خودش را محکوم به تغییر کند محکوم به فنا ونابودی هست. آرم انجمن صنایع کانادا،دانیاسورهست به این معناست که اگرتغییرنکنی مثل دانیاسورها ازبین می روی سازمان های یادگیرنده امروز نابود می شوند کتابفروشی تا پنج سال دیگر ازبین می رود چون وقتیکه هنوز تازه کتاب می گیرند می بینند علم جدید ودانش جدید دربازار آمده تمام مطالب آن کتاب  منسوخ شده وازبین رفته. سریعاً یادبگیری وفراموش کنی وچیز جدید یاد بگیری. تغییر باید دقیقاًمثل اکسیژن باشد تغییرباید در ذات ما انجام بشود به عنوان یک فرهنگ. جانشین پروری نداریم همه چیز قائم به ذات هست یعنی اگرمن نباشم هیچ کسی نمی تواند این کار را خوب انجام  دهد. اصلی ترین وظیفه ما، وظیفه جانشین پروری هست ارتقاء شغلی باعث رضایتمندی از شغل می شود. من اگرببینم در این شرکت رشد می کنم. احساس رضایتمندی دارم وگرنه رشد نکنم از کار خسته می شوم مدیریت اول باید کاریزما داشته باشد قانونی در سازمان ها به نام قانون 50-20-30سی بیست پنجاه داریم هر مدیری که در سازمان قرار بگیرد یکسری تغییراتی انجام می دهد ومتود مدیریتی خود را پیش می برد.   درهنگام اعمال تغییر در سازمان اعضای سازمان به سه دسته تقسیم می شوند: یک دسته باتغییر موافق هستند(30%). یک دسته باتغییر مخالف هستند(20%)اگرمدیرباشیم به این سته فکرنکنیم(چون انرژی منفی می گیریم وحرفهای نا امید کننده می زنند). ودسته سوم  که ممتنع هستند(تصمیمی نگرفتند)(50%).   هنر مدیر این هست که آن50% ممتنع را  به سمت موافقت برساند.   یک عده دراتاق می نشینند وفقط کارشان فکر کردن هست.  اصلی ترین سرمایه مغزی مایکروسافت، سرمایه فکری هست 450 ملیارد Berandشرکت مایکروسافت هست که فقط 445 ملیارد تومان هزینه مغزهای این شرکت می شود واحد تحقیق وتوسعه واحد آر اندی

. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه چهارم 10آبان

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به نام  خدا
 سلام
توضیح کتبی استاد عزیز: اخلاق حرفه ای: یکی از راه های استراتژیswetداشتن ماتریس هست swot حرف اول واژه های زیر است strenghths=قوت ها weaknesses=ضعف ها opporunities=فرصت ها threats=تهدیدها   محیط درون سازمان: مهمترین نوع استراتژی so است بدترین نوع استراتژی wtهست چگونه از فرصت های محیط استفاده کنیم که ضعف های خودمان(خودتون)را تبدیل قوت کنیم. چگونه از قوت ها برای کمرنگ کردن تهدید های محیط استفاده کنیم مطالعات هائرون. اهمیت کار تیمی پس از مطالعات هائورن بیش از بیش به روز یافت تا ان موقع  کار تیمی  صرفاً در تیمهای ورزشی وکارهای نظامی نمود داشت اثر هائرون نوعی واکنش  است که به واسطه آن کسانی که مورد تحقیق قرار گرفته اند عملکرد شان بهبود یافته ویا جنبه هایی از رفتارشان که مورد مطالعه قرارگرفت را با توجه به اینکه می دانند بر روی آنان مطالعاتی  در حال انجام  است اصلاح  می کنند. این مطالعات اولین بار توسط  هنری لندز برگ بر روی مطالعاتی انجام شد که حد فاصل سالهای 1924تا1932 در هائورن به وقوع پیوست. اساس آن تحقیقات  بر این موضوع استوار بود که آیا با تغییر سطح نور وبا کم وزیاد شدن آن تغییری در عملکرد  وبهره وری کار کنان ایجاد می شود. در خلال انجام این  مطالعه عملکرد کارکنان  به نحوه چشمگیری افزایش یافت اما با پایان یافتن  تحقیقات  دوباره  عملکرد آنان افت فاحش کرد.   جهت حرکت  یک تیم برای دست یابی به اهداف مشترک عبارت است از: 1-تفکر2-تلاش3-تداوم4-تحمل5-(ودرآخر)توفیق به دست می آید. تفکر،  تلاش، تداوم، تحمل ونهایتاً توفیق که آن را زنجیره    موفقیت می نامیم قطعاً هریک از اجزاء تیم در مسئولیتش کوتاهی  یا اهمال کند کل تیم ضرر خواهد کرد واز رسیدن به اهداف خود  باز می ماند موفقیت دشمن انسان است  برای نمونه شرکتIBM دراوایل دهه 80 به عنوان شرکتی با بهترین سبک مدیریت در سطح جهان مطرح بود وبیشترین سود را به جیب زد اما عواملی چون بهترین طراحی،بهترین ساخت وفروش، عوامل شکستIBM شدچرکه نیاز به ایجاد تغییر در عملکرد خود ندید. مشکل اصلی در کار تیمی نگاهی هست که ما به تیمWORKداریم. می توانیم در شرکت گله ای بوفالو داشته باشیم بو فالوها همگی وفادار هستند ودقیقاً آنچه را به انها گفته می شود را انجام می دهند. بوفالوها فقط دنباله روی(پیروی) می کنند وتا هنگامی چیزی به آنها گفته نشده در گوشه ای می ایستند وانتظار می کشند   درگوشه ای ایستادن وبه انتظار دستور ماندن چه فرصت هایی را که از تیم می گیرد. سازمان های بوفالویی محکوم به بایگانی درتاریخ هستند. می توانیم در شرکت ،مجموعه ای از غازهای متکی به هم داشته باشیم. غازها خوب می دانند که هریک به تنهایی مسئولندبه همان جایی بروند که مجموعه،قصد رفتن دارند غاز پیشرو  در طی پرواز به دلیل وزش باد زود تر از دیگران خسته می شود وبه همین جهت به عقب گروه می رود وغاز دیگری جای او را می گیرد وبه مسیر حرکت ادامه می دهد. آیا درهمه سازمان ها همه کارکنان می دانند همه شرکت می خواهد به کجا برود.  ما باید بو فالو های خود را مجبور به پرواز کنیم. تغییر باید در ذات  سازمان ما شکل  بگیرد به بو فالوها باید بگوییم دوره دست به سینه ایستادن وفرمان بردن سپری شده  است حالا هر بوفالو باید بتواند مدیریت کند،تصمیم بگیرد وسازمان را به اهداف خود حرکت دهد. غاز یا  بوفالو کدامیک: سیستم مدیریت در غازها: 1- هر غاز به هنگام پرواز دسته جمعی احساس مسئولیت می کند2- هر غاز فقط پیروی محض نمی کند. وضع خود را می سنجد وتصمیمی را که باید بگیرد بررسی می کند 3- هر غاز مسیر پرواز O(حرف انگلیسی اُو) را می داند(مسیرپرواز خود را می داند) 4- رهبری وجلودار بودن نوبتی  است. 5-هر غاز زمان  جلوتر بودن، درنوبت پرواز قرار گرفتن وهدایت گروه راخود انتخاب می کند. 6- همه غازها به پذیرش مسئولیت ورهبری تمایل دارند. 7-بررسی ها نشان داده است که غازها به صورت گروهی70%(هفتاد درصد) بیش از حالت  انفرادی  طی مسیر می کنند (SENERGY)

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه پنجم 17آبان1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به نام  خدا
 سلام   توضیحات شفاهی استادعزیز: غازها:نقش پذیرند اگر غاز جلو زود خسته شود صف جلو را رها می کندوپشت سرغازها قرار می گیرد وسریع  غازپشت سریش جایگزین آن می شود. سازمان های موفق خصوصیات غازی را دارند. بوفالو ها انرژی وزمان را ازدست می دهند قدرت خلاقیت ندارند. همه مطیع یک نفر هستند  اما غازها (فقط)می دانند هدف کجاست. Synergy(هم افزایی)  چیزی هست که سازمان ها را به حرکت (وپیشرفت) در می آورد.(به صورت جهش موتاسیون«جهش های ژنتیکی») سازمانهایی که می خواهند راه صد ساله رایک شبه طی کنند  نیاز به Synergyدارند. درسازمان ها ما دونوع پتانسیل داریم(سئوال: مادرسازمان ها چند نوع پتانسیل داریم؟): 1- انرژی2+2مساوی4( یعنی شما دوتا انرژی داری من دوتا انرژی) 2-سینرژی(Sinergy)یعنی 2+2بیشتر از4 می شود(قطعاً انرژی های هر دونفر بیشتر از4 می شود) توضیحات کتبی استاد عزیز:   Syn را می توان هم افزایی وکارتیمی  نامید. Synergyجوهره واساس پیشرفت هر سازمان هست. کلمه SynergyازدوبخشergyوSynتشکیل  شده  پس Synergyمی شود تلاش گروهی.کارکرد جمعی دویا چندنفر که برای رسیدن به یک هدف مشترک یکدیگر را یاری می رسانند. Synergyهمواره بیش از مجموع کار کرد تک تک نفرات تیم هست. گروه های موسیقی مثال خوبی برای Synergyهستند،صدای مجموع سازها که هماهنگ باهم به گوش می رسد بسیار زیباتر از صدای تک تک سازهاست. رازSynergyدرانرژی نهفته درپیوندهای درون سیستم هست.Synergyرا می توان درطبیعت هم مشاهده کرد.دستهvشکل غازها. یا مسابقات دوچرخه سواری تیمی که دو چرخه سواران هرتیم پشت سرهم ودریک خط راست حرکت می کنند ومُدام جای نفر اوّل تعویض می شود تا شکافتن هوا در کُل تیم انجام شود وراندمان(بازده)تیم را بالا برود. درSynergyبرایند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است. توضیحات شفاهی استاد عزیز:   محدودیت ذهنی برای یک بازیگر: می گویند که من قشنگی ندارم پس نمی توانم موفق بشوم(خودمان راهبندان ایجاد می کنیم برای تعالی وپیشرفتمان) هرموقعه  که داریم  به خود می گوییم نمی شه یا نمی توانیم یاد مثال فیل بیافتیم مثال فیل:علت اینکه درسیرک ده نفر می خوابند وفیل ها راه می روند چرا فیل  ها این آدمها رو لگد نمی کنند؟ چون این فیل ها زمانی که بچه بودند  به پایشان یک زنجیر به طوری که عرض بلند شدن پا یک مشخص شده هست مثلاً نیم متر که این فیل ها فکر می کنند که فقط با فاصله نیم متری می توانند حرکت کنند یا مثال نهنگ  وماهی های داخل اکواریم  که بین نهنگ ها وماهی ها یک شیشه محکمی حایل بود که هر موقعه نهنگ حمله می کرد سرش به شیشه می خورد تا اینکه  برای ذهن نهنگ محدودیت ذهنی ایجادشد  تا قبل ازرسیدن به شیشه  رویش را برمی گرداندوبه سمت ماهی نمی رفت حتی  زمانی که شیشه رابرداشتند همینطوری بود  چون درذهنش محدودیت ذهنی،شکل گرفته بود. برای تبدیل ناتوانی ها به توانایی ( یا توانستن) مهارت ،تلاش،زمان بردن،صبر واستقامت لازم هست. ذهن این فیلها محدود شده (محدودیت ذهنی پیدا کردند) یا مرغ هایی که داخل مرغداری هست  چون هیچ وقت راه نرفته اند  اگر بیرون قفس باشند نمی توانند راه بروند.

  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه  ششم 24آبان

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به نام  خدا
 سلام   توضیحات کتبی استاد عزیز:

  نظریهX،Y:   مفروضات نظریهX: 1.انسان های معمولی به صورت ذاتی از کارنفرت دارند.اگربتوانند، از انجام کار خودداری می کنند. 2.به دلیل مشخصه نفرت از کار بیشتر افرادبایدمجبور،کنترل،هدایت،ویا با تنبیه ترسانده شوند تا برای رسیدن به اهداف سازمان تلاش کنند. 3. انسانها ترجیح می دهند توسط شخص دیگری هدایت شوند.   4.انسانها  تمایل دارند  از قبول مسئولیت فرار کنندبلندهمّتی وجاه طلبی کمی دارند واز این گذشته، امنیت می خواهند. رفتار مدیران درنظریهX: 1. مدیران به کارکنان اطمینان ندارند ونظارت شدید ومحدود کننده اعمال می کنند.ویک فضای ترس از تنبیه بوجود می آورند. 2. این مدیران اعتقاد دارند هرچیزی باید به سرزنش یک فرد ختم شود. 3.این مدیران فکر می کنند تنها هدف کارکنان،پول درآوردن است. 4.این مدیران درمواجه با هر اتفاق ابتداءکارکنان را سرزنش می کنندبدون اینکه از خود بپرسندآیا ممکن است،نحوه مدیریت من،سزاوار سرزنش باشد. مفروضات نظریهY: 1.کارفیزیکی وفکری به اندازه بازی وتفریحی،خوشایند هست ( مثال خودم برای این مورد: که حضرت علی علیه السلام«اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم»:کاربهترین تفریحات هست). 2.کنترل بالا دست  وترس ازتنبیه،تنها ابزار برای واداشتن کارکن به تلاش برای دستیابی به اهداف سازمان نیست، انسان براساس حّس تعهد در دستیابی به اهداف مُحوّله نوعی خودهدایتی وخودکنترلی،ازخودنشان می دهد. 3.میزان تعهد به اهداف متناسب با اندازه پاداش هایی  هست که دردستیابی به آن اهداف ارائه می شود(مادی،معنوی). (توضیح خارج از جزوه استاد محترم:مدیرانxدنبال تنبیه کردن امّامدیرانyدنبال هرچه زودتر پاداش دادن هستند.) 4.تحت شرایط مناسب، انسان معمولی یاد می گیردنه تنها مسئولیت قبول کند بلکه خود به دنبال آن باشد. 5.ظرفیت استفاده از قُوه تخیّل، هوش وخلاقیّت در حل مسائل سازمان به صورت گسترده بین همه افرادسازمان،وجود دارد وفقط دراختیار یک عده خاّص نیست. رفتار مدیران درنظریهY: 1.این مدیران،فضای اعتماد در سازمان بوجود می آورند. 2.بازیردستان خیلی راحت وصمیمی ارتباط برقرار می کنند. 3. دررابطه مافوق و زیردست تفاوت را به حداقل می رسانند. 4.فضایی ایجاد می کنند که کارکنان بتوانند قابلیت هایشان را توسعه داد واز آن استفاده کنند. 5. کارکنان را درتصمیم گیری ها مشارکت  می دهند به گونه که نظریات آنها درتصمیم گیری موءثر است.   مشخص هست نظریهXبدبینانه،خشک و سخت است. اعمال کنترل ازبالادست به زیردست است.درمقابل نظریه Yخوشبینانه،پویا  وانعطاف پذیر هست وبرخورد کنترلی ویکپارچگی بین نیازهای فردی وسازمانی ،تاکید دارد. توضیحات شفاهی استاد عزیز: ازY خلاقیت می  جوشد.یعنی زمانی هست که ما به خاطر دلمان کار می کنیم نه اینکه به خاطر اینکه مظف هستیم ونه به خاطر حقوقی که می گیریم زمانی که من استاد  کلاس را از خودم دانستم سعی می کنم از تمام تلاش وانرژی ام برای کلاس استفاده می کنم.در سازمان هم باید این طور باشیم. آبراهام مازلو نظریه مطرح می کند نظریه انگیزه های انسان وخیذلی بُرد پیدا کرد. توضیحات کتبی استاد عزیز: هِرَم نیازهای مازلو: Abraham maslow(آبراهام مازلو)نظریه  روانشناسی خودرا به عنوان نظریه انگیزه های انسان درسال1943ارائه کرد ( نظر استاد حترم ممکنه سئوال بیاد:سئوال مهم:نظریه های انگیزه های انسان چیست؟) سلسله مراتب مازلو غالباً به صورت یک هِرَم نشان داده می شود   درسطح یا سطوح پایین تر این هِرَم،نیازهای پیچیده تری قرار دارد. مازلو نیازهای اساسی انسان را در پنج سطح جای داده است. هرگاه فردی  به طبقه بالاتر حرکت کرد،نیازهای طبقه پائین تر،چندان مورد توّجه اصلی او،نخواهدبود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه های پائین تر،احتیاج پیدا کند به صورت موقّت،اولّویت آن نیاز را بالا می برد. ولّی هرگز به صورت دائمی به طبقه پائین تر باز نمی گردد. به صورت مثال:یک شخص موفق از لحاظ تجارِّی که کارش را دوست دارد در صورتیکه مبتلا به سرطان شود«نیاز طبقه پائین یعنی سلامتی وقت وانرژی زیادی را برای بهبودیافتن صرف می کند اما همچنان  به کار وموقعیّتش به عنوان یک فرد موفق  نگاه خواهدکرد.   ارزش افزوده درجایی ایجاد می شود که افراد با دلشان کارکنند سطوح پنگانه نیازهای انسان دردیدگاه  آبراهام مازلو 1.سطح اوّل نیازها می شود نیازهای زیستی((توضیح خارج از جزوه استاد عزیز:نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب مازلو قرار دارد.)) وتا زمان نِسبی ارضاء نشود بیشترین تاثیر را بررفتار فرد دارد. نیازهای زیستی،نیازهای آدمی برای حیات است«مثل خوراک ،پوشاک ،مسکن»تا زمانیکه این نیازهای اساسی به حد کافی ارضاء نشده اند عمده فعالیت های شخص، درسطح اوّل باقی می ماند وبقیه نیازهاانگیزش کمی ایجاد می کند.   2.سطح دوم نیازها نیازها امنیتّی:نظیرنیاز به رهایی از وحشت تامین جانی وعدم محرومیّت،سطح دوم نیازهای انسان هست.که باتامین نیازهای فیزیولوژوکی دردستور کار قرار می گیرد.   3.سطح سوم نیازها نیازهای اجتماعی یا احساس تعلق ومُحبّت.انسان موجودی هست اجتماعی وهنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می گیرد.آدمی برای روابط  معنی داربادیگران سخت می کوشد.   4.سطح چهارم نیازها . احترام. این احترام قبل از هر چیزی نسبت به خود است وسپس قدر ومنزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می شود. اگرانسان نتواند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده درآورد در این حالت ممکن هست فرد برای ارضاءنیاز جلب توجّّّّّه ومطرح شدن به رفتارخرابکارانه  یانسنجیده متوسّل شود.   5.سطح پنجم نیازها:خودشکوفایی،یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدم حال این استعدادها هرچه می خواهدباشد به قول مازلو آنچه انسان می تواند باشد باید باشد. ونکته آخر:به طبقه بندی مذکور،دونیاز دیگر اضافه شده است که قبل از نیاز به خودشکوفایی قرار می گیرد: 1. دانش اندوزی،درک وشناخت پدیده ها 2-نیازبه زیبایی ونظم.

 روزشنبه اول آذر جلسه تشکیل نشد

 

 وجلسه هفتم 8آذرهم جزوه  ارائه نشد

  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه  هشتم15آذر

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

  ویژگی انسانهای خودشکوفا: 1-حس تشخیص واقعیت ،آگاهی از شایط وجود وواقعی،واقع گرا،قضاوت بی طرفانه وعینی ونه براساس،طرزتفکرشخصی ومتعصبانه 2-طرزنگرش برمشکلات به عنوان چالش ها وشرایطی که نیاز به راه حل دارند ونه به عنوان،حربه ای برای شکوه گری(ناله کردن ،اعتراض کردن،گلایه کردن،نق زدن) 3-نیازبه حریم وتنهایی وتوانایی تحمل تنهایی 4- متکی به قضاوتها وتجارب خویش،مستقل،عدم اتکاءبه فرهنگ ومحیط پیرامون خود،برای شکل گیری عقاید ودیدگاه ها. 5-عدم تاثیرپذیری ازفشارهای اجتماعی 6-دموکراتیک،منصف وبدون قائل شدن به تبعیض،پذیرش ولذت بردن از تمامی فرهنگ ها. نژادها وتفاوتهای فردی انسانها. 7-از لحاظ اجتماعی،دلسوز ومهربان. دارای خصوصیات انسانی وبشر دوستانه. 8-پذیرش افراد،همانگونه که هستند وعدم تلاش برای تغییر دادن آنها 9-درکنار دیگران راحت بودن باوجودهرنوع گرایش نامتعارف دیگران 10-خودانگیخته با اصالت بودن،باخویشتن صادق بودن، وهمانگونه که دوست دارد ،رفتار می کند نه آن گونه که دیگران از وی می خواهند 11-خلاق مبتکر واصیل 12- به دنبال تجارب ناب ودست یابی به موفقّیت هایی هست که اثرماندگار ازخود به جای می گذارد. BRAIN STORMING BRAIN STORMING:طوفان مغزی،بارش ذهنی،بارش فکری طوفان مغزی  یا بارش افکار،یک فرایندتولیدنظرات جدید درشرایط آزاد هست. طوفان مغزی یک تکنیک  برای جلسات است. که افرادفرصت پیدا می کنند ،ایده ها ونظراتشان رابه راحتی،مطرح  کنند.طوفان مغزی اصطلاحی هست که هنگامی که برای هدفی خاصی ،دورهمجمع می شوند،استفاده می شود. قدر مُسلَم جهت به حرکت درآمدن،قوه خلاقیّت وبه کارگیری چند فکر به مراتب موثرتر،باید از این روش استفاده کرد. لذا،افراد یک گروه در یک نشست به بحث وتبادل نظر می پردازند وافکارخویش را بازگو می کنندوپیرامون آن ،به گفتگو می نشینند،این روش تا زمانی که همه افراد،همه افکارشان را بیان نکرده باشندادامه یافته وقبول یا رد پیشنهادها بعد از ارائه دلایل کافی به رأی‏گیری گذاشته می شود. عموماً بعد از هر نشست طوفان مغزی یک دوره تفکر آغاز می‏شود و افراد در پی یافتن جواب شش سؤال چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان و چه کسی برمی‏آیند. طوفان اندیشه‏ ها یا به بیان دیگر طوفان فکری، یکی از روشهای مؤثر حل مساله در گروه است. این روش افراد را قادر می‏سازد که موانع ذهنی را برطرف و در فاصله زمانی کوتاه نظرات بی‌شماری ارائه کنند.   زمانی طوفان مغزی (بارش افکار)مورد استفاده قرار می‏گیرد که:  1- قصد تعیین علل یا راه‏ حل ‏های احتمالی مسئله‏ ای را داشته باشیم. -2تصمیم داشته باشیم گام های اجرایی یک طرح را تعیین کنیم. 3تصمیم به انتخاب مسئله‏ ای گرفته ‏ایم که باید در مورد آن، اقدامی عملی صورت پذیرد     4قصد دریافت تمام عقاید را داشته باشیم   چگونه جلسه طوفان مغزی را طراحی، برنامه ‏ریزی و اداره کنیم؟ -1 جلسه طوفان مغزی با انتخاب یک موضوع مشخص شروع می‏شود. -2 برای اطمینان از شرکت تمام افراد، رهبر گروه از همه اعضا به نوبت نظرخواهی می‏کند. - 3به کسی اجازه خرده ‏گیری و سرزنش کردن داده نمی‏شود. -4 چنانچه نظرات افراد به پایان رسید، سؤالاتی مانند چه کسی، چه وقت، کجا، چرا و چگونه برای به جریان افتادن دوباره گفتگو اقدام  می کنیم. -5 نظرات باید به دقت روی یک نمودار جریان یا تخته نوشته یا یادداشت شود تا همه به آن توجه داشته باشند. - 6اعضا باید نظرات مختلف را جدا کرده، چند نظر کلیدی راپیداکنند و به تفصیل مورد گفتگو  بنشینند -7 سپس اعضا یک یا دو نفر را برای بررسی عمیق انتخاب می‏کنند. -8 طوفان مغزی ممکن است مقدم یا به دنبال و یا همزمان با استفاده از سایر ابزارها و تکنیک‏های حل مسئله استفاده شود. در مراحل اولیه طوفان مغزی رهبرگروه باید به مسائل زیر توجه ویژه داشته باشد: - عضوی که نظرات را روی تخته می‏نویسد به قدری آهسته این کار را انجام دهد که برخی از اظهارنظرهای مهم را از قلم نیندازد.   - برخی از اعضاء نمی‏توانند در مقابل جمع صحبت کنند اعضاء می‏خواهند در همان لحظه ‏ای که نظرشان اظهار می کنند در مورد آن گفتگو کنند. - - معطوف شدن نظرات روی اشخاص به جای فرایندطوفان مغزی.(افراد)- اعضاء در مورد چند نظر باهم گفتگو می‏کنند به جای این که در مورد نظرات به طور مجزا صحبت کنند.- پیشنهادهای ارائه شده به جای اینکه در مورد موضوع اصلی باشد به موارد جزئی مربوط گردد   - قبل از این که مسأله به طور کامل درک شود، اعضاء ناگهان به نتایجی می‏رسند و گمان می‏کنند به راه‏ حل‏هایی دست یافته ‏اند.- ممکن است عضوی ممکن است تمایل داشته باشد که بر اعضاء دیگر مسلط شودرهبرگروه آن جلسه نباید اجازه بدهد،وهرموقعه افراد می خواهند رُجحان پیداکنند رهبر گروه قادر به حفظ نظم نیست،به طوری کهاعضاءنمی توانند به نوبت صحبت کنند    چگونه نظرات را در معرض تکوین قرار دهیم؟ جلسه طوفان مغزی یک نشست کوتاه‌ مدت است که هدف آن صرفاً جمع‏ آوری نظرات متعدد است.پس از اتمام جلسه با توجه به ضرورت و سرعت برخورد با مسئله، نظرات ثبت شده به مدت معینی (چند ساعت یا چند روز) در معرض دید مجدد افراد گروه قرار می گیرد،افرادگروه می توانند نظرات دیگری را که تازه در فکرآنها پدیدآمده،درزیرنظرات ثبت کنند بررسی نظرات ارائه شده در جلسه طوفان مغزی چگونه انجام می‏شود؟ بررسی و تحلیل نظرات مذکور در جلسه دیگری صورت خواهد گرفت به این منظور، رهبر گروه افراد را به جلسه دیگری دعوت می‌کند و در آنجا نظرات نقد و بررسی می‏شوند و کاراترین آنها برای رفع مشکل انتخاب می گردد. طوفان مغزی یک فرایند تولید نظرات، پیشنهادها و ایده ‏های جدید است. درپایان جلسه از بهترین پیشنهادها،راه حل های ممکن،انتخاب خواهدشد

   روزشنبه22 آذر ماه اربعین حسینی   وتعطیل رسمی بود

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه9 29آذر ماه 1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه 9صحبت محوربود وجزوه ارائه نشد

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

جلسه10 7 دی  ماه

1393

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

   سرمایه اجتماعی (Social Capital)
از دیرباز سرمایه های مورد استفاده انسان به اشکال مختلفی تقسیم بنده شده است که می توان به سرمایه های فیزیکی , سرمایه های مالی , سرمایه های انسانی و ... اشاره کرد . اما از آغاز قرن بیستم سرمایه جدیدی مطرح شد که به سرمایه اجتماعی (Social Capital)معروف گردید .
انسان به طور ذاتی در تعامل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور می‌کند. اثرات این کنش‌های متقابل در نقش آنها تا حدی است که حذف آن، زندگی را غیر ممکن می‌سازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنش‌ها پرداخته و به مجموع عواملی پی برده‌اند که آن را سرمایه‌اجتماعی نامیده‌اند. مفهوم سرمایه‌اجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می‌دهند و آنها را در جهت دستیابی به هدف‌های ارزشمند هدایت می‌کند.دغدغه تنزل روابط اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که به کرات در جامعه‌شناسی کلاسیک و معاصر به چشم می‌خورد. جامعه‌شناسان معاصر برای بررسی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی از مفهوم سرمایه اجتماعی بهره جسته‌اند.
اصل این مفهوم در مقاله‌ای توسط شخصی به نام هانیفن (Lyda Judson Hanifan: 1879-1932) در سال 1916 که در آموزش و پرورش ایالت ویرجینیای امریکا خدمت می‌کرد به کار گرفته شد. از نظر هانیفن سرمایه اجتماعی، شامل دارایی‌هایی است که در زندگی روزانه افراد وجود دارند مانند: حس تفاهم، رفاقت و دوستی، احساس همدردی  بین افراد یک واحد اجتماعی.
 نظریه هانیفن برای نیم قرن مسکوت ماند تا در سال 1961 جاکوب (Jacobs) در اثر خود به نام “زندگی و مرگ در شهرهای بزرگ امریکایی” از سرمایه اجتماعی یادکرد و نقش آن را در ارتباط با حفظ نظافت، برخورد با جرم و جنایت خیابانی در محدوده‌های حومه و قدیمی شهری مطرح کرد.
 گلن لوری (Glen Loury) اقتصاددان ،اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه 1970 برای توصیف مشکل توسعه اقتصاد درون‌شهری به کار برد.
 در دهه1990 کم کم سرمایه اجتماعی جا افتاد( از موضع فرهنگ درآمد).مفهوم سرمایه اجتماعی توسط بانک جهانی معروف شد.

 
در دیدگاه‌های سنتی مدیریت توسعه، سرمایه‌های اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا می‌کردند اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به این سه سرمایه ( سرمایه‌اقتصادی، فیزیکی و انسانی )نیازداشته باشیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم زیرا بدون این سرمایه، استفاده از دیگر سرمایه‌ها به طور بهینه انجام نخواهد شد. در جامعه‌ای که فاقد سرمایه‌اجتماعی کافی است سایر سرمایه‌ها ابتر(ناقص) می‌مانند و تلف می‌شوند. از این‌رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای نیل (رسیدن)به توسعه پایدار محسوب شده و حکومت‌ها و دولتمردانی موفق  محسوب  می‌شوند که بتوانند با اتخاذ سیاست‌های لازم و ارائه راهکارهای مناسب در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل شوند.شاید بارها دیده و شنیده اید که مردم در بسیاری از کارها از دولت گله دارند در حالیکه دولتی ها نیز در برخی موارد از مردم گله گذاری میکنند اما کدام طرف حق دارد؟اگر با مفهوم سرمایه اجتماعی به این سوال پاسخ دهیم این است که دولت به تنهایی و بدون حضور مردم توان انجام کاری را ندارد و از دیرباز در هر کاری مردم وارد شده و به دولت کمک کرده اند کارها به سرعت پیش رفته و جایی که مردم حاضر نبوده اند دولت کار چندانی برنیامده هست . برای مثال وقتی در منطقه ای زلزله رخ می دهد قبل از آنکه دولت دست به کاری بزند این مردم و گروه های اجتماعی و غیر دولتی (تشکل های غیردولتی)هستند که اقدام به کمک رسانی و انجام عملیات امدادی میکنند و بعد دولت اقدام به بسیج نیروها و پشتیبانی نموده و شاید فعالیت اصلی دولت بعد از اتمام کارها و بازسازی منطقه باشد که به هر روی قبل از دولت این مردم و گروههای مردمی هستند که کار را به پیش میبرند پس میبینیم که مردم میتوانند در بسیاری از زمینه های کارهای مهمی را انجام دهند و همیشه هم نباید منتظر دولت باشند برای مثال خیرین در بسیاری از مناطق محروم اقدام به ساخت مدرسه , بیمارستان , ورزشگاه و … می نمایند در حالیکه شاید بودجه های دولتی به سختی به این مناطق و امور اختصاص یابد اما آیا این نکته که مردم دارای توان اجتماعی هستند مسئولیت دولت را کم میکند؟ باید گفت خیر مردم میتوانند خیلی از کارها را با همکاری خود انجام دهد اما دولت هم باید برای استفاده بهینه از این سرمایه عظیم مردم (که همان سرمایه اجتماعی می نامیم) آن را تقویت نماید و با حمایت خود از گروه های مردم نهاد , اجتماعات , هیات ها , گروه های شهروندی , موسسات خیریه و … آنها را در راه ایفای این نقش حیاتی در جامعه حمایت نماید.اگر سرمایه اجتماعی را ارتباط و شبکه‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند اطمینان و حس همکاری را در میان افراد حاضر در شبکه‌های مورد بحث ایجاد کنند بدانیم، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند نقش نهادهای جامعه مدنی در تشکل این سرمایه است. اگر ما مانند عنصری از یک سازمان مدنی به صورت همیشگی همدیگر را ملاقات کنیم احساس مسئولیت نسبت به همدیگر در ما پیدا می‌شود و می‌توانیم به همدیگر اعتماد کرده و در نهایت با هم همکاری کنیم. برای اینکه احساس اطمینان در بین باشد لازم است که ما همدیگر را ملاقات کنیم و ارتباط مدام با هم داشته باشیم. همچنین چیزی که به طور جمعی می‌توانیم به دست آوریم به تنهایی نمی‌توانیم.
انسان موجودی اجتماعی است و در اجتماع است که قابلیت های خود را بروز داده و از بالقوه به بالفعل تبدیل میکند و هر چه میزان تعامل اجتماعی بیشتر باشد این قابلیت ها بیشتر رشد پیدامی کندو نتایج مطلوب تری به دست میدهند در نتیجه هر جامعه ای میخواهد در راه رشد و توسعه قدم بردارد باید در این زمینه کوشش نموده و موجبات فعالیت های اجتماعی را بوجود آورد. برای مثال وقتی اداره برق از مردم میخواهد در مصرف صرفه جویی نمایند در واکنش مردم شاهد میزان سرمایه اجتماعی آن جامعه هستیم یعنی اگرمردم به این اطلاعیه عمل نمایند و مصرف برق به میزان قابل توجهی کاهش یابد سرمایه اجتماعی آن جامعه بالا است ولی اگر  مصرف کاهش نیابد یا حتی افزایش پیداکند یعنی سرمایه اجتماعی تقویت نشده است و در حد پایینی قرار دارد یا زمانیکه گروهی زیست محیطی از مردم میخواهد در پاکسازی و پاک نگه داشتن محیط زیست کمک نمایند یا زمانیکه پلیس راهنمایی از مردم میخواهد کمربند بسته یا سرعت مجاز را رعایت نمایند و موارد مشابه دیگر میزن پایندی مردم به این درخواستها نشان دهنده  میزان سرمایه  اجتماعی آن جامعه  می باشد

  جلسه11 (جلسه آخر)

13دی ماه 1393

  سئوال وجواب: سئوال یک:اخلاق کار را تعریف کنید؟ متعهد شدن انرژی ذهنی،روانی، وفیزیکی فرد یا گروه به یک ایده جمعی را اخلاق کار  می گویند.


 

سئوال دو:اخلاق حرفه ای را تعریف کنید؟مجموعه  قواعدی هست که باید افراد داوطلبانه  وبراساس ندای وجدان خویش درانجام کار حرفه ای  رعایت کنند. بدون آنکه الزام خارجی  داشته باشند یا درصورت تخلف به مجازات قانون  برسند


سئوال سه:اخلاق فردی را تعریف  کنید؟ مسئولیت پذیری فرد است دربرابر رفتارفردی خود،صرفاً به منزله یک فرد انسانی واخلاق شغلی.


سئوال چهار: ویژگی های افرادی که اخلاق حرفه ای دارند (از دیدگاه  کادوزیر)؟  1-مسئولیت پذیری:فرد باید  پاسخگوباشد،مسئولیت  تصمیم  وپیامدهای آن را برعهده بگیرد ،سرمشق دیگران باشد به درستکاری وخوشنامی  در کارش  اهمیت دهد،برای ادای  تمام مسئولیت های خویش کوشا باشد و مسئولیتی را که بر عهده می گیرد  با تمام توان به انجام برساند 2- برتری جویی ورقابت طلبی: در تمام موارد سعی کند ممتاز باشد،اعتماد به نفس  داشته باشد  وبه مهارت های بالای حرفه خود دست پیدا کند،جدی وپُرکارباشد،به موقعیت فعلی خود راضی نباشد واز طُرق شایسته(رعایت اخلاق حرفه ای) به دنبال ارتقاء خود باشد  سعی نکند  به هر روش برنده رقابت گردد 3-صادق بودن:مخالف ریاء کری ودورویی باشد ،در همه حال به شرافتمندی  توجه کند ،شجاع وباشهامت باشد. 4-احترام به دیگران: به حقوق دیگران احترام  بگذارد،خوش قول و وقت شناس باشد،به دیگران حق تصمیم گیری بدهد،تنها منافع خودرا  مُرجّه نداند 5-رعایت و احترام نسبت به  ارزش هاوهنجارهای اجتماعی :برای ارزش های اجتماعی  احترام قائل باشد ،درفعالیتهای اجتماعی شرکت نماید،به قوانین اجتماعی احترام بگذارد، دربرخورد با فرهنگ های دیگرمتعصبانه عمل نکند. 6-عدالت وانصاف:(همیشه)طرفدار حق باشد،درقضاوت تصب نورزد،بین  افراد از لحاظ فرهنگی ، طبقه اجتماعی ،نژاد وقومیت  تفاوت قائل نشود 7- همدردی با دیگران: دلسوز ورحیم باشد  در مصائب دیگران شریک باشدواز آن حمایت کند، احساسات دیگران را درک کند و مشکلات دیگران را مشکل خود بداند. 8-وفاداری:به وظایف خود  متعهد باشد ، راز دارباشد ، متعهد دیگران باشد .


سئوال  پنج:نظام های  عمده  اخلاقی را  دربیان اخلاق حرفه ای نام ببرید؟  در حال حاضر پنج نظام عمده  ی اخلاقی  دربیان اخلاق حرفه ای استفاده می شود این نظام ها عبارتند از:فایده گرایی،وظیفه گرایی، عدالت گرایی،آزادی فردی، وزیبا وخیرمطلق.  که چهار نظریه نخست  در واقع اصول  راهبردی اخلاق  را ملاک نهایی می انگارد اما  درنظریه  پنجم خداوند  متعال برترین  زیبایی ومشخص  کننده ی  ملاک نهایی  اخلاق است. در این نظام اخلاقی که  روشنی بخش سایر  نظام های اخلاقی هست  تقرب به خدا  وکسب رضایت او  آرمان اخلاق است . ودستیابی  به عدالت فراگیراجتماعی،آزادی ،حرمت انسان  وبیشترین سودبرای بیشترین کسان  نیز از اهداف زندگی اجتماعی به حساب می آیند. همه تحقیقات در چارچوب نظام اخلاق اسلام  براساس نظریه  زیبا، وخیر مطلق  انجام می شود .


سئوال  شش:اصول اخلاق حرفه ای در اسلام را  نام ببرید؟ اصول راهبردی  اخلاق حرفه ای  در اسلام عبارت است از :1.احترام اصیل  ونامشروط  به انسان2.رعایت آزادی انسانها 3.برقراری عدالت  درمورد انسان 4.امانت ورزی  در رفتار وبینش شخصی .


سئوال هفت:فراتر رفتن از مفهوم معیشتی ، یکی از  عوامل پایه  در اخلاق حرفه  ای هست  آن را شرح دهید؟  تا زمانی که فرد درگیر  مسائل فیزیولوژیکی  باشد  توجه به مسائل دیگر کمرنگ خواهد بود.معنای اخلاق حرفه ای  با عبور از مفهوم معیشتی  ظهور می کند. زمانی که افراد  در فعالیت وکسب وکار حرفه ای خود از سطح گذران  زندگی فراتر  می آیند دست کم سه سطح  دیگر ازفعالیت ها بر ایشان  معنا می شود :1. احساس کارآیی ،اثربخشی  وتولیدکیفیت 2.احساس خدمت به مردم  ومفید واقع شدن 3.احساس رهاسازی  از طریق  باز توضیع فرصت ها   وتجربیات .


سئوال هشت:وظایف مدیران  در اخلاقی کردن  سازمان از دیدگاه  پنیو؟ پینو اعتقاد دارد که اخلاق حرفه ای ،رشته  ای از  دانش اخلاق است  که ضمن بررسی  ارتباط شغل ها،به بیان مسئولیتهای  اخلاقی سازمان ،تشخیص  وحل مسائل اخلاقی در حرفه های  گوناگون می پردازد  ،او وظیف مدیران  را دراخلاقی کردن  سازمان اینگونه بر می شمارد:

1. ارزشیابی  عملکردهای اخلاقی  کارکنان

2.اخلاقی کردن  اهداف سازمان

3.اشاعه ارزش ها  ومسائل اخلاقی  در سازمان

4. اخلاق ورزی در زندگی شخصی

5.اهمیت دادن  به اخلاق حرفه ای در شغل

6.تهیه وتدوین  منشور اخلاقی  مربوط به سازمان  با مشارکت  همه اعضاء

7.توجه به آموزش اخلاق شخصی

 

8. برخورد  عقلانی وهوشمند  در مواجهه با   مشکلات اخلاقی پیش آمده درسازمان  واقدام در جهت برطرف نمودن آن


سئوال9:مدیران  دربابر  مسئولیت ها وتعهدات اجتماعی به چند دسته تقسیم می شوند ؟

به چهار دسته

دسته اول  استراتژی تدافعی دارند، این دسته از مدیران  تعهد اخلاقی  ندارند  ومحیط وکارکنان را طعمه می بینند  وسعی در غارت آنها دارند

دسته دوم استراتژی واکنش دارند ،این دسته  از مدیران هم تعهد اخلاقی ندارند  اما دراثرفشار عوامل خارجی  نسبت به تعهدات خود وفادار می شوند.

دسته سوم  استراتژی  انطباقی دارند،این دسته از مدیران  تعهد اخلاقی دارند  وبدون تهدید  وفشار  به انجام آن اقدام می کنند.

دسته چهارم استراتژی اثرگذار دارند،اینها تعهدات  اخلاقی را پذیرفته اند  و با امید ورغبت  درجهت  خدمت به انجام  آن اقدام می کنند


 

  والسلام   تهیه وتنظیم : بهمن جولایی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:2  توسط بهمن جولایی  | 

بسم  الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
مباحث شفاهی  مبانی بازیگری
استاد محترم سرکار خانم  ندا محمدی
موضوع جلسه اول:
خاستگاه تئاتر.
نوشته شده در بورد کلاس
آیین-اسطورهنشانه یا سرآغاز یک صحنه دراماتیک-اولین گام مهم درتئاتر-فوائد آیین(1تعلیم2مهارکردن3بزرگداشت4سرگرم کننده)
جوزف کمبل: لذت-قدرت-وظیفه
شباهت عوامل تئاتر وآئین-عوامل آئینی-مکان اجراء
اسطورهاازدل آئین بوجود می آید  که درآئین ها(اسطوره نماینده نیروی طبیعی بوده ودرمراسم آئین تقدیس می کردند)
سرچشمه تئاترداستان سرائی ازرقص وحرکات ضربی،تقلید از حرکات و صداهای حیوانات
قدیمی ترین نظریه-ارسطو-فن شعر-دیترامب،آئین-دیونوسوس-خدای شراب وباروری
سروده های مذهبی-دیترامب آریون تس پیس
اریون بازیگر،اشیل بازیگردوم،سوفکل بازیگر سوم-صدا -احساس مناسب -سه نوع بیان
سبک بازیگری  درسده پنجم پیش از میلاد-ارسطو و ملتمسان
همسرایان-درسرتاسر نمایش غالب
کاربرد وتربیت
............................................
صحبتهای شفاهی استاد درکلاس:
انسانهای اولیه به یکسری ازنیروهای مافوق طبیعی  اعتقاد داشتند بخاطر بینشی که نسبت به وقایع اطراف می افتاد نداشتند
مثل:زلزله ، ماه ، خورشید(می گفتند :خورشید چی هست؟ ماه چی هست؟ زلزله چی هست؟)
سعی داشتند بایکسری مراسم توجه به خد جلب کنند. باعث بوجود امدن آیین اسطوره شد.
 اسطوره نماینده  مافوق طبیعی  بوده ودر مراسمشان تقدیس می کردند.
 
نشانه یا سرآغاز یک صحنه دراماتیک
همیشه یک آئین درقبیله تثبیت می کردند،سالمند ان قبیله می آمد تعلیم می داد تا تثبیت شود(کارگردان امروزی)
فوائد آئین:
1-تعلیمیجنبه  تعلیمی داشت چون کتاب وزبان نوشتاری نداشتند  تا به نسل بعد منتقل کنند
2-مهارکردنشب قبل ازجنگ یک مراسم آئینی انجام می دادند تا پیروز شوند
3-بزرگداشت
4-سرگرم کننده
............................................
جوزف کمبل:آیین سه قدرت داشته:لذت(میل جنسی)،قدرت(پیروزی درجنگ)،وظیفه(وظیف برخود می دانستند که برای بزرگداشت برای یک نیروی  مافوق طبیعه می گرفتند)
............................................
شباهت تئاتر وآئین (مثلاً مثل  تماشاگر ومثل لباس) مکان اجرا به صورت دایره ای
 
چرا سرچشمه تئاتر از داستان سرایی هست؟
چون انسان به قصه گویی  از لحاظ غریزی کشش دارد
............................................
درفن شعر می گویند تئاتر از دیترامب به وجود آمده است
دیترامب: هرساله مراسمی برای دیونوسوس(خدای باروری وشراب) برگزار می کردند که دراین مراسم یکسرس سروده های مذهبی خوانده می شد که این سروده های مذهبی دیترامب نامیده می شد.(به سروده های مذهبی که درجشن دیونوسوس خوانده می شد می گفتند دیتیرامب)
............................................
آریون اولین کسی بودکه شعرهای دیترامب را نوشته واولین گام را درتئاتر برداشت اما بنیان گذار اصلی را درتئاتر تس پیس می دانند
(اسم تس پیس به عنوان بنیان گذار اصلی تئاتر، درتاریخ ثبت شده است.)
اولین بازیگر: سرخوان گروه همسرایان ؛اشیل بازیگر دوم را وارد می کند؛سوفکل بازیگر سوم را وارد می کند
صدا برای بازیگر یونان باستان خیلی اهمیت داشته
دربازیگری آنها انتقال حس  اصلاً مهم نبوده بلکه انتقال احساس گفتاری ونقش آن شخص مهم بوده
 صدا مهمترین وحالتهای چهره(مینیک صورت)اصلاً مهم نبوده چون از شمایل(صورتک) استفاده می کردند
تمرین صداهیشان تمرینات سختی بوده وباید با بازیگرهای operaمقایسه کرد.
سه نوع بیان:آوازی؛گفتاری؛تحریری
شیوه(سبک) بازیگری در یونان باستان:
1- بازیگرهای ان زمان یونان باستان از رقص وآواز قطعات همسرایی بیشتر استفاده می کردند.
2-از مردان برای بازیگری استفاده می شده وحتی نقش زنان را مردان بازی می کردند.
3-همسرایان نقش اصلی را درتئاتریونان باستان بازی می کردند ( یعنی نقش غالب داشتند).
ذکرشده ارسطو  پنجاه تاهمسرا داشته ؛سوفکل تعداد همسرایان را به پانزده نفر رساند
همسرایان به چه دلیل  درنمایش کاربرد داشتند؟ نقش وکیل داشتند
4-تربیت همسرایان  توسط درام نویس وبعد توسط یک شخص حرفه ای  همیشه تعلیم داده می شدند
5-دارای رژیم غذایی خاصی بودند ودست مزدشان را از دولت می گرفتند وورزش های سنگین انجام می دادند
6- هرنمایش در زمان سوفکل سه بازیگر بیشتر نداشته
............................................
جلسه دوم:
مطالب روی بورد کلاس:
هیستوریون-بازیگری -تمایز-میم-
............................................
توضیحات شفاهی کلاس:
بازیگری در روم سرچشمه از تئاتر یونان می گیرد.
هیستوریون:در روم به بازیگر هیستوریون می گفتند.
میم: دریونان باستان یک سری  فعالیت های دیگر انجام می شده که جنبه تفریحی وسرگرمی داشته وبیشتر درمهمانی ها وجشن ها برگزار می شده به این فعالیتها میم گفته می شود.
اولین گروهی که بازیگر زن را وارد نمایش کردند گروه میم بودند.هرچند از ارزش کمتری بر خوردار بودند وجزو بازیگران فرو دست درجامعه بودند. عشق بازی وکتک کاری عوامل اصلی در میم بودند. صحنه ها واقعی بوده  مثل عشق بازی ,پر خوری ,کتک کاری وجنبه سرگرمی داشته.
میم را اولین نمایش حرفه ای که جنبه سرگرمی داشته  به حساب می اورند.
 
روسیوسمعروفترین بازیگر در روم  وازنجیب زاده ها بوده
کوله گیوم پوتتاروم(kolegium potarom):اسم انجمنی بوده  که اعضای آن رابازیگران تشکیل می دادند
اندرونیکوس(Andronikos): نمایش نویسی بوده که هم می نوشته  وهم بازی می کرده.
شیوه(سبک) بازیگری در روم
1-بیشتر از مردان استفاده می شده.
2-تراژدی  وکمدی
تراژدی:شیوه بازیگری حرکات کند وبازیگرها با وقار حرکت می کردند وکلمات فاخر نوشته می شد همیشه شخصیت اصلی  تمام تراژدی ها  در قرون وسطی اشراف  تشکیل می دادند
حرکات تند وبیانشان محاوره(کوچه بازاری)بوده وحرکات زیاد  وبا مسخره گی انجام می دادند وموضوعات مربوط به جامعه فرو دست بوده.
 
3-اغراق داشتند  چون چهارده هزار بیننده داشتند ومجبور بودند برای اینکه تماشاگران بهتر حرکاتشان را ببینند با غلو انجام می دادند.
دیونوسوس:هم بازیگر تراژدی می شدند وهم بازیگر کمدی.
............................................
جلسه سوم:
بازیگری در قرون وسطی:
بازیگر از افراد محلی انتخاب می شدند
تجار(تاجران) وصنعتگران بازیگر انتخاب می کردند
روحانیون ویا نجیب زاده ها بازیگران انتخاب می کردند
بازهم نقش زنان را مردان وپسران بازی می کردند فقط در فرانسه که از زنها برای نقش زن استفاده می کردند
یک بازیگر چندتا نقش را بازی می کرده
اواخر قرون وسطی خود بازیگر،بازی نمی کرد ازآدمک استفاده می کردند
(مثل درصحنه های خشن دار خنجر به شکم می زدند . که از آدمک استفاده می کردند)
قوانین بازیگری درقرون وسطی:
یک بازیگر فقط چهارده روز فرصت داشتکه  اعلام برای بازی کردن بکند وسوگند می خورد که من با تمام انرژی برای این نقش هستم. وبرای تاخیر برای اجراءویا سرتمرین،تنبیه می کردند.
 
یک اجراء چهار روز طول می کشید.  برای نمایش چهارروزهفقط دو روز بیشتر تمرین نمی کردند.
تمام بازیگرها جمع می شدند وبه دوازده نفر تقسیم می کردند وشروع به بازی می کردند.
یک بازیگر حق نداشت که در امور بقیه گروه(طراح صحنه و...)دخالت کند ویا شکایت کند.
اجرا دراماکن بازبود ولی تمرین  درمکان بسته
بازیگرهایی که بازی نداشتند  در صحنه خارج می شدند ومی رفتند کنار می ایستادند.
اگریک بازیگر  غیبت دراجرا می کرد. یک بازیگر دیگر راجایگزین می کردند
جریمه: به بازیگری که سر اجراء نمی رسید پول از دستمزدش کم می کردند وبه بازیگر جایگزین پول می دادند.
بازهم صدا مهم بوده
در نمایش هایی در این دوره بود  که صحبت کردن محاوره ای وکوچه بازاری بوده وشخصیت ها تیپ بودند.
نقش های جدی خیلی بادقت اجراء می شده. در مدی بازیگر خیلی راحت بود.
............................................
بازیگری در انگلستان:
 بازیگرها به صورت گروهی در امدند واین گروه های بازیگری دستمزدشان از نجیب زاده ها تامین می شد .
دولت انگلستان بازیگری را مجاز کرد اولین گروه رسمی بازیگرهاarel avli sister
اولین گروه تئاتر دائمی لندن جیمز بوریچ می نامند.
گروه های بازیگری باز هم توسط سلطنت انتخاب می شد (سالانه انجام می شد).ودستمزد پنج پوند می دادند ودست مزد را هم روز مزدی بود.
در انگلستان یک سری پسر  از شش سال تا چهارده سال  می آوردند وبه یک بازیگر خیلی ماهر می سپردند وآن شروع می کرد به تمرین دادن این بچه ها واین پسرها نهایتاً درسن بیست سالگی یک بازیگر ماهری می شدند.
گروه پسر همسرایان کلیسا هم بو جود آمدند وتئاتر حرفه ای مخالفت می کردند اما باخره تثبیت شدند.
نکته: برای تصیل کرده ها واشراف زاده گان اجراء داشتند واجراء شان هم خیلی حرفه ای بود
 وبنابرای بعضی مواقع ،سطح کیفی خیلی بالایی هم داشتند
واقع گرایانه، طراح صحنه واقع گرایانه بوده مثلاً کاخ را واقعاً می ساختند. مثلاً بازیگر را می خواستند دار بزنند واقعاً دار می زدند یا بازیگری  می خواسته آتیش بگیره واقعاً آتیش می زدند.
............................................
ریچارد  تالتون و  ادوارد آلین
ریچارد تالتون اولین که در انگلستان بوده که طرفدار پیدا کرده وجزو گروه ملکه بوده است.
 اوارد آلین بزرگترین بازیگر انگلستان  بوده وبعد ازآن ریچارد بوریج که در واقع خلق کننده نقش های هملت اتلو  ولیر شاه
درانگلستان بازیگرها چطوری  تماشاگران را به خود جذب می کردند؟صداقت وقدرت
بازیگر خوب کسی هست که بتواند مفهوم صداقت را براساس مفهوم معاصر خود  رعایت کند.
 
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
جلسه روز25آبان1393
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
لهجه: یک بازیگرنبایدلهجه داشته باشد(چون اگر لهجه مثل ترکی داشته باشند فقط نقش های خاصی را می توانند اجراء کنند نه همه نقش ها)
برای ایفاینقش ها با لهجه های مختلف : لهجه های مختلف ضبط کنیم  وتمرین کنیم تا یاد بگیریم تادرحافظه هیجانی داشته باشیم.
تلفظ درست کلمات یکی از مشکلات بازیگران ماست که ته جمله رو می خورند(برای مثال از کلمه استفاده می کنم مثلاً سلام می گن سلا)
ذهن بازیگر: متا قبل از سال1880 شیوه بازیگری خیلی غُلو شده بود
مثلاً تصوری که پدرومادر ما از تئاتر دارند تصوری از تئاتر با حرکات غُلو(مثل مسائلی که استاد درسرکلاس  که وای دریا رو گفت  که تئاتری ها این رو با حالت غُلو می گویند)
 
استینلاوسکی:باید بازیگر روی صحنه به زندگی واقعی نزدیک باشد باید روی صحنه زندگی کند انگار از سوراخ کلید یک خانه رو نگاه می کنم
 (برای فهمیدن دیوار چهارم صحن های حرم آقا امام رضا علیه السلام رادرنظر بگیرید)
ازدیوارچهارم ،مخاطب دارد  از سوراخ کلید شما را نگاه می کند به این می گویند دیوار چهارم. این عقیده  استینلاوسکی هست.
 
روش کنش های  فیزیکی بوجود می اورد یعنی درارتباط  بین روابط حسّی وروانی بود که باید هر رفتاری که درصحنه می بینیم(یا می آوریم) باید برگرفته از روان وجسم ما باشد
مثلاً یک نفر سرکارش دیر شده سریع لباس می پوشدچرا؟ چون سرکارش دیر شده .برای بازیگر در هرحرکت یک انگیزه وجود دارد و وقتی یک انگیزه را پیداکنیم   به همراهش یک دلیل هم  می  کنیم
مثلاً هدف این امتحان کنکور برایم مُهّم هست چرا؟ چون اکر قبول نشوم باید بروم سربازی ،یا اگر قبول نشوم باید برم  تشکیل خانواده دهم ویا باید برم سر کار چون پدر دیگه پول جراب هم را نمی ده.
حرکت:استینلاوسکی  معتقد هست که این گفتار نیست حرکت هست
 استینلاوسکی می گوید سرتاسرنمایش حرکت هست آن چیزی که ما می گوییم گفتار نیست.
بازیگری  بیان گفتارنیست کُنش وواکُنش هست. وقتی  انگیزه برای هرکاری در صحنه داشته باشیم انجام بدهیم،باید طوری حرکت کنیم که بازیگر مقابلت واکُنش دهد که بداند چطوری حرکت کند((به خاطر همینه می گویند که بازیگر مقابل(پارتنر) خیلی اهمیت دارد))
چهارتا عنصربازیگر طبیعی ازنظر اسینلاوسکی:
1.شرایط حاکم برنمایش2.اگرجادویی3.تخیل به معنای پنهان4.فراخوانی تجربیات درونی بازیگر.
1.شرایط حاکم برنمایش: نقشه کُلّی نمایش،شخصیت ها ،ایده اصلی ،زمان ومکان عناصری دربازیگر تاثیر می گذارد که باید بزرگش آن عناصر کشف کند.
2.اگرجادویی: اگر من در این شرایط بودم چه عکس العملی نشان می دادم(یا می دهم) این اگر باعث می شود حرکت ایجادکنیم ودرنهایت باعث خلاقیت ونوآوری ما می شود.
3.تخیل به معنای پنهان:درهرجمله یک معنای پنهان وجود دارد بازیگر باید پیدا کند ودررفتارش بیاورد(مثلاً درنمایش های ایبسن درپَس ِ هر کلامی یک چیزی می گه)این کشف درطول تمرین اتفاق می اُفته
تِم:(ایده اصلی  ویا درون مایه)تِم   نمایشنامه هملت شک هست  وقتی درون مایه  را کشف کنیم خط اصلی نمایشنامه را می دانیم
دوشیوه درون به بیرون ، وبیرون به درون.
(این قسم هفته بعد از استاد می پرسم ودروبلاگ attvart.blogfa.comمی گذارم).
 
تکنیک سیبرتیکی:توصیف سیستم یا شخصی  که با به کارگیری اطلاعاتی درباره خود محیط پیرامون به اهداف مورد نظر خود می رسد.
آینده تکی:  دربازی برون گرا«برای چه» ،را از خود می پرسم.
مثلاً: من می روم پیش ملکه شروع می کنم به احترام گذاشتن.چرا ماباید جلوی این آدم(ملکه)سرخم کنیم ؟چون درگذشته مادر به او(یا من) گفته به بزرگترها احترام  بگذار.
 شیوه درون گرا، شیوه  بیرون گرا
«برای چه را» برای برونگرا کشف می کنیم
 دیدگاه مثبت وپرانرژی:باید همیشه یک دید مثبت به نقش داشته باشیم مثلاًممکنه درنقش شکست بخوریم ویا بمیریم ولی باید طوری اجراء کنیم که محاطب آخرنمایش نفهمه که درآخرنمایش می میریم باید همیش قهَّار وپیروز بازی کنی
 
خلاف آن چیزی هستید نشان دهید: یعنی اگر درنقش شخصیت  ترسویی داریم خودمان نشان ندهیم که ترسو هستیم بگذاریم  که تماشاگراین خصوصیات  راازبازیگرمقابل مخاطب بفهمد که ما ترسو هستیم.
(بگذارمخاطب از ریلکشن بازیگر روبه رو بفهمد که ما چه شخصیتی داریم).
 ازشیوه کار لذت ببریم:نگوییم من این شیوه را دوست ندارم بازی نمی کنم.
مخاطب را به دنیای نمایش بیاوریم:(همان کاتارسیس یا تزکیه نفس هست)
(در کاتارسیز مثلاً مخاطب همراه غم وغصه بازیگر می شود با او می خندد   همراه با او غمگین می شود).
چاله تماشاگر:بازیگر ،مخاطب را همراه می کند  مثلاً انقدر حرکت در می آورد تابخندد واز خط وموضوع نمایش بیرون رود. و عدم بازیگری خود را می رسانیم. وماباید این قدرت داشته باشیم تا در چاله تماشاگر نیافتیم.
که چاله تماشاگر بیشتر درکُمدی اتفاق می اُفتد.
هفت پله کمال:
1.تمرکز2.هوشیاری ذهنی3. جُرات4. آرامش5. کُنش قهرمانانه6. اصالت ذهنی7. شادی
 
برای کشف نقش ازبیرون:1)لمس کردن2)بر روان مسلط شدن 3)ایمان به نقش4) اگر5) زندگی درون نقش.
1)لمس کردن:اولین برخورد بازیگربا نقش خیلی اهمیت دارد(بیشترین ارتباط با نقش با اولین برخورد بانقش صورت می گیرد.)
 
2)بر روان مسلط شدن:برای اینکه ما بتوانیم به درونیات نقش برسیم بایذ  رفتارهای آن شخص توضیح بدهیم.
3)ایمان به نقش: تا زمانیکه به نقشمان نرسیم ،مخاطب نمی تواند  نقشمان را بپذیرد و باور کند.
4) اگر:(این مورد  در اگر جادویی چهارتا عنصربازیگر طبیعی ازنظر اسینلاوسکی توضیح داده شده است.)
5) زندگی درون نقش.
 
 وظیفه یک کارگردان:وظیفه یک کارگردان تمام اطلاعات درونی نقش را با دقّت ودلسوزی از درون بازیگر کشف  کند وآن را نمود کند
مثلاًنقش بهرام را خودم بوجودآورم ، نه اینکه  نقش بهرام را ببرم داخل خودم.
 
کارگردان مثل یک باغبان هست باید  درختان خود را آنقدر برساند تا ثمربرساند
 بازیگر تشبیه به درخت، وکارگردان تشبیه باغبان کرده
اما برشت می گه: باغبان  خودبازیگرهست وثمرش آن اگاهی بازیگرهست
،-.-!-؟-.......-.......دلم گرفته.........-
اولین آکسان گذاری هست .
بخشش،لازم نیست اعدامش کنید.(آکسان روی کلمه بخشش هست)
بخشش لازم نیست،اعدامش کنید.(آکسان روی کلمه  اعدامش هست)
کتاب تو، رامن پاره نکردم.(آکسان روی کلمه تو هست)
کتاب تورا،من پاره نکردم.(آکسان رو کلمه من هست)
در هرجمله فقط یک آکسان وجود دارد.
جمله را باید طوری پایان دهیم که نه تماشا گر ونه پارتنر(همبازی) توقع داشته باشد که ادامه بدهیم.
 
.......  :یعنی بازیگر نفر بعد باید به دیالوگت بپره  یا ما باید به دیالوگ نفر قبلی بپریم.
.......دلم گرفته.........  :(زیر نقطه های خط کشیده شده: این  نقطه هانشانه مکث هست. مکث یک ثانیه ویا ده ثانیه ،دست خودمان هست).
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:54  توسط بهمن جولایی  | 

اگر می خواهید سطح هوشتان را افزایش دهید، این 7 بازی فکری را انجام دهید . با این بازی های فکری، سریعتر، واضح تر، و خلاقانه تر فکر کنید. انجام دادن تمرینات ذهنی به صورت مداوم ذهنتان را پویاتر و فعالتر نگه می دارد.
 

یک روزنامه انگلیسی در زمینه پزشکی طی مطالعه ای به این نتیجه رسید که افرادی که فعالیتهای ذهنی انجام می دهند 63درصد کمتر از افرادی که به ندرت فعالیتهای فکری دارند درمعرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند. طبق مطالعه ای که در دانشگاه میشیگان انجام شد، محققان دریافتند که بزرگسالانی که بازی های فکری را به صورت روزانه به مدت چند هفته انجام می دهند به طور چشمگیری هوششان بهتر از بقیه می شود.

بازی های فکری که در زیر آمده است نیز به همین منظور طراحی شده است. بازی های فکری زیر که بازی هایی جهت بالابردن قوه ادراک و هوش شخص است، توسط سینتیا گرین استاد گروه روانپزشکی انشکده پزشکی سینایی و بنیان گذار برنامه های بهبودبخشی و بالابرنده هوش افراد طراحی شده است.

انجام دادن بازی های زیر، همراه با خوردن غذاهای مناسب و ورزش کردن می تواند قدرت ذهنی و فکری شما را تا 78 درصد بالا ببرد. امتحان کنید.

1- رنگ ها را بنویسید

توانایی تان را به چالش بکشانید تا تمرکز پیدا کنید. رنگها را با صدای بلند بخوانید و بنویسید. این کار را تکرار کنید.

2- فقط با 7 کلمه
قوه تخیلتان را با این تست شفاهی امتحان کنید. یک داستان کوتاه بنویسید و فقط از 7 کلمه در آن ستفاده کنید.
 
3- جهت مخالف
با انجام دادن کارهای روزمره تان با دست مخالفتان(اگر راست دست هستید، از دست چپتان استفاده کنید) بین سلولهای مغز اتصال ایجاد کنید. اگر راست دست هستید، از دست چپتان برای کارهای روزمره مثل مسواک زدن، شانه کردن مو، و خوردن استفاده کنید. حتی سعی کنید با دست چپتان بنویسید. آیا استفاده از دست مخالفتان در طول روز آسان تر میشود؟
 
4- تصاویر موردنظر را بیابید
این روش به شما کمک می کند تا مهارت جستجوی تصویری تان را تقویت کنید. جدولی از نشانه های مختلف تهیه کنید. برای هر کدام از این نشانه ها 30 ثانیه وقت بگذارید، و ببینید نشانه هایی که در بالای جدول آمده است، هرکدام چند بار در جدول تکرار شده است.
5- به خاطر سپردن تصاویر موجود در عکس*
حافظه تصویری تان را تمرین کنید. عکسی را به مدت 1 دقیقه ببینید. سپس عکس را از چشمتان پنهان کنید و هرآنچه در عکس دیدید و به خاطر می آوردید را یادداشت کنید. یکبار دیگر امتحان کنید اما قبل از اینکه شروع کنید یک نفس عمیق بکشید و به عکس دقت کنید. دفعه دوم بهتر نبود؟

6- یادداشت برداری

خودتان را به یادداشت برداری عادت دهید. هرزم انی که اطلاعات مهمی دریافت کردید یادداشت کنید مثلا موقع مراجعه به پزشک،وکیل یا هر موقعیتی که ممکن است موجب استرس و عصبانیت شما شود و باعث شود که ذهن و حافظه شما را بپوشاند. یادداشت برداری در کار هم بسیار مهم است. چند برگه سفید را در یک فایل بگذارید و هنگام برگزاری جلساتتان از آن استفاده کنید تا نکات مهمی که درجلسه تان مطرح شده را ثبت و ضبط کنید.
 
7- شمارش معکوس کنید
در اینجا یک تمرین فکری آورده شده است که به ذهن تان کمک می کند. این سه تمرین زیر را انجام دهید.

* از 200 شروع کنید، معکوس بشمارید، و از هر شماره 5 عدد کم کنید به عبارت دیگر با اختلاف 5 عدد شمارش معکوس کنید.

* از 150 شروع کنید، با اختلاف 7 شماره شمارش معکوس کنید. (از هر عدد، 7 شماره کم کنید و شمارش معکوس کنید)

* از 100 شروع کنید، با اختلاف 3 شماره، شمارش معکوس کنید.(از هر عدد، 7 شماره کم کنید و شمارش معکوس کنید)
 
*کلیدجواب های مربوط به:
تصاویر مورد نظر را بیابید: لوازمی که در عکس مشاهده می شود شامل یک پنجره بزرگ، کرکره نصب شده روی پنجره بزرگ، مبلمان سفید، دو عدد کوسن راه دار، بالش طلایی رنگ، اشیاء چوبی که روی میز قهوه موجود است، یک عدد ویولون کوچک، 3 عدد پنجره کوچک، کتابخانه، تعدادی کتاب، حباب، یک عدد گیاه کوچک روی کتابخانه، لامپ کوچکی که روی کتابخانه است، یک عدد گلدان روی کتابخانه، یک عدد کاسه روی کتابخانه، فرش کرم تیره است.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:49  توسط بهمن جولایی  | 

 

 

 

 

1. پاموکل (ترکیه)

به زبان ترکی این نام یعنی: قلعه پنبه ای و به آسانی می توان فهمید که چرا چنین نامی به آن اطلاق شده است. همچنین این شگفتی طبیعی قسمتی از سایت شهر هایراپولیس (Hierapolis) در سوریه است و در طی قرنها این دو به دلیل نزدیکی یکی شده اند. در واقع برخی از مقبره های قدیمی در قبرستان شهر بخشی از منظره را تشکیل میدهد. این سایت دارای سنگهای تراورتن و چشمه های آب گرم است. سنگهای تراورتن ظاهری متحدالمرکز دارند و با رنگ سفید حریرگونه جلوه ای روحانی خلق کرده اند. چشمه های آب گرم در دهانه ها دارای رسوبات کربنات کلسیم هستند که موجب تشکیل سازه های خارق العاده با ظاهری ارگانیک شده اند.

 

 

 


2. برج یخی کوه اربس (قطب جنوب)

کوه اربس یکی از فعالترین آتشفشانهای زمین است. این کوه تقریبا 4 کیلومتر بالاتر از سطح زمین است و بخاطر دریاچه گدازه های مذاب واقع در دهانه آتشفشانی در قله، میان مجموعه های آتشفشانی مشهور است. بخار داغ آتشفشانی که از ترکها و شکافهای صخره های آتشفشانی بیرون می آید سیستم پیچیده ای از غارهای یخی در اطراف کوه خلق کرده است.

 

 

 

 

3. آبفشان فلای (نوادا، ایالات متحده)

منظره این آبفشان طوری به نظر می رسد که گویی از یک سیاره دیگر یا یک فیلم علمی تخیلی به زمین آورده شده است. آبفشان فلای یکی از پدیده های نادر است که در یک زمین شخصی واقع شده است. در سال 1916 مالکین زمین در جستجوی آب برای حاصلخیز کردن این زمین بیابانی بودند. آنها آب را یافتند و آن چشمه تا دهه ها جوشان بود. با این وجود مته ای که داخل ستون حفاری بود به ذخیره ای از آب برخورد که منجر به تشکیل چنین آبفشانی شد.

 

 

 

 

4. صخره های کاشا کاتووه تنت (نیومکزیکو، ایالات متحده)

کاشا کاتووه تنت در نیومکزیکو، جایی است که در آن صخره های قلمی فرسایش یافته ای وجود دارند كه از گدازه های آتشفشانی طی شش میلیون سال تشکیل شده اند. درحالیکه صخره های تشکیل شده از نظر شکل مشابهند اما به لحاظ ارتفاع متفاوت هستند. اختلاف ارتفاع بین چند فوت تا 90 فوت وجود دارد.

 

 

 

 

5. دره ماه (آرژانتین)

دره ماه، دره ای دورافتاده در آرژانتین است. این دره با جرمهای زمین شناسی میخکوب شده که از فرسایش باد شکل گرفته و سنگهای ایستاده و تخته سنگهایی را موجب شده که مدورند و شبیه گلوله های مرمری هستند. زمین دره که روزی حاصلخیز بوده اکنون خشک است و دارای تعداد زیادی فسیل گیاه و جانور است که زیست شناسان علاقمند به دوره های تاریخی را به خود جلب کرده است.

 

 

 

 

6. دانکسیا لندفرم (چین)

این پدیده بی نظیر زمین شناسی که معروف به دانکسیا لندفرم است از برخی مناطق در چین قابل رویت است، مانند ژانگی در استان جانسو. دانکسیا که یعنی "ابر سرخ" بخشی از زمین است که از سنگهای ماسه ای قرمز رنگ تشکیل شده که در طی زمان به کوهها و صخره هایی عجیب تبدیل شده اند.

 

 

 

 

7. چشمه سحرآمیز در پارک ملی چاپادا دیامانتینا (برزیل)

چشمه سحرآمیز، واقع در پارک ملی چاپادا دیامانتینا، در 400 کیلومتری سالوادر، پایتخت ایالت باهیا قرار د ارد. این چشمه عمق 120فوتی دارد و آب آن آنقدر شفاف است که صخره ها و تنه های درختان قدیمی در کف آن قابل رویت است. هنگامیکه خورشید در سمت راست است نور از یک شکاف وارد میشود و انعکاسی آبی رنگ ایجاد می کند. دسترسی به این دریاچه به دلیل حفاظت محیطی و اکوسیستم نادر و خاصش بسیار محدود است.

 

 

 

 

8. جنگل سنگی (چین)

جنگل سنگی نمونه زیبایی از توپوگرافی انباشت سنگ آهک است. صخره های آن از سنگ آهک درست شده و توسط آبی که به سطح رخنه کرده شکل داده شده است. این آب همه چیز را در اطراف از میان برده به جز ستونها. این جنگل از دوران سلطنت مینگ بعنوان اولین شگفتی طبیعی جهان شناخته شد.

 

 

 

 

9. وولینگیان، هونان (چین)

منطقه هونان مملو از مناظر چشمگیر است و وولینگیان باشکوه یکی از بزرگترین جاذبه های آن است. این جاذبه طبیعی از بیش از 3000 لایه انباشتی سنگ آهک تشکیل شده است. در این مکان آبشارهای زیبا و بزرگترین غار آهکی آسیا قرار دارد.

 

 

 

 


10. سالرد اویونی (بولیوی)

سالرد، یک بیابان نمکی انبوه در میانه آلتیپلانو، یکی از مناظر تجسمی بولیوی است. این مکان؛ بیابان هموار و وسیعی است که نور خورشید را چنان منکس می کند که با آسمان اثر تقارنی ایجاد میکند. در بیابان چندین دریاچه با رنگهای غیر معمول وجود دارد که علت آن وجود رسوبات معدنی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:42  توسط بهمن جولایی  | 

وبلاگ  زندگی خیلی وبلاگ زیباست  بازدید از وبلاگ معرفی شده روی کلمه اینجا کلیک فرمائید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:0  توسط بهمن جولایی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 0:44  توسط بهمن جولایی  | 

به نام خداوند بخشنده  ومهربان

خدایا   من تو رو دوستت دارم به خاطر  پذیرفتن  ثواب ، به خاطر بخشش گناه هایمان ، به خاطر مهربانیت ، به خاطر مرامت (ما آدم با معرفت نیستیم اما تو خدای با معرفتی  ، اصلا معدن معرفت  هستی )

خدایا دوستت دارم به خاطر نعمتهای زیبایت  به خاطر اینکه هر چیز زیبا آفریدی   خدایا کمک کن که از این زیبایی ها پلی بسازیم برای   رسیدن به درگاهت

 پول زیباست به شرط اینکه ما را به تو برساند  نه اینکه از تو دور سازد

شهرت ومعروف بودن زیباست  به شرط اینکه ما را به تو برساند  نه اینکه از تو دور سازد

 مسئول بودن زیباست  به شرط اینکه در راه مقدس تو باشد

 زیبایی انسان زیباست، به شر اینکه در راه مقدس زیبای تو باشد  ومارا به درگاه مقدس وزیبای تو برساند

 علم زیباست  به  شرط اینکه  ما را از  علی والله ومحمد دور نکند   از کلمه علی  حرف «ع» و از حرف وسط  کلمه الله «ل»  واز حرف اول محمد «م » با هم می شود :  «علم »

 


برچسب‌ها: علم زیباست, علی حرف «ع», حرف وسط کلمه الله «ل» محمد «م »
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:21  توسط بهمن جولایی  | 

 
جوزی چان، آرایشگر، کیف پول خود را به همراه کارتهای بانکی، گواهینامه و مقداری پول در تاکسی جا گذاشته بود. رانندۀ تاکسی اما کیف پول را به منزل این زن ارسال کرد. او وقتی که فهمید هزینۀ ارسال کیف 7 پوند شده، در حالیکه کرایۀ تاکسی تنها پنج پوند بوده، بیشتر هم تحت تاثیر قرار گرفت. او از جمشید با یک جعبه شکلات و یک ده پوندی برای جبران هزینۀ پست، تشکر کرد.


(تصاویر) از محبت خارها گل می‌شود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:14  توسط بهمن جولایی  |